روابط دیرینه و استراتژیک میان برلین و واشنگتن، که برای دهه ها ستون فقرات امنیت و ثبات در دنیای غرب محسوب می شد، اکنون به گفته مقامات ارشد آلمانی در خطرناک ترین وضعیت تاریخی خود قرار گرفته است. لارس کلینگ بایل، معاون صدراعظم و وزیر دارایی آلمان، در سخنانی بی پرده و صریح هشدار داده است که پیوندهای اروپا با ایالات متحده در دوران دولت دونالد ترامپ در حال «فروپاشی» است. این اظهارات نشان دهنده عمق شکافی است که در سال ۲۰۲۶ میان دو سوی اقیانوس اطلس ایجاد شده و نگرانی های جدی را در پایتخت های اروپایی برانگیخته است.
کلینگ بایل که در یک سخنرانی مهم در برلین صحبت می کرد، با لحنی که کمتر از دیپلمات های آلمانی شنیده می شود، تاکید کرد که اتحاد ترانس آتلانتیک دستخوش تحولاتی بسیار عمیق تر از آن چیزی است که سیاستمداران اروپایی تا کنون مایل به پذیرش آن بوده اند. به گفته او، ساختار روابطی که آلمان و اروپا سال ها بر آن تکیه داشتند، اکنون در حال از هم پاشیدن است و دیگر نمی توان با قطعیت های گذشته به آینده نگاه کرد. این سخنان تنها چند روز پس از سفر او و یوهان وادفول، وزیر امور خارجه، به واشنگتن بیان شد؛ سفری که به نظر می رسد نتایج ناامیدکننده ای برای هیئت آلمانی به همراه داشته است.
در حالی که فریدریش مرتس، صدراعظم محافظه کار آلمان، همواره تلاش کرده است تا لحنی ملایم تر در برابر متحد آمریکایی خود حفظ کند، معاون سوسیال دموکرات او اکنون پرده از واقعیت های تلخی برمی دارد که در پشت درهای بسته جریان دارد. این اختلاف نظر نه تنها نشان دهنده بحران در سیاست خارجی آلمان است، بلکه هشداری جدی برای کل اتحادیه اروپا محسوب می شود که باید خود را برای دنیایی بدون حمایت سنتی آمریکا آماده کند. در ادامه این گزارش تحلیلی، به بررسی ابعاد مختلف این بحران، از تهدیدات نظامی گرفته تا جنگ های تجاری و پیامدهای آن برای شهروندان آلمان خواهیم پرداخت.
پایان توهم همبستگی؛ واقعیت جدید روابط برلین و واشنگتن
اظهارات لارس کلینگ بایل را نمی توان صرفاً یک انتقاد سیاسی معمولی دانست؛ بلکه این سخنان بازتاب دهنده یک تغییر پارادایم در نگاه آلمان به ایالات متحده است. معاون صدراعظم آلمان به صراحت اعلام کرد که اتحاد فراآتلانتیک، آن گونه که ما می شناختیم، در حال تجزیه است. این جمله سنگین، بار معنایی زیادی دارد. برای دهه ها، آلمان امنیت خود را زیر چتر حمایتی آمریکا تعریف می کرد و اقتصاد خود را بر پایه بازارهای آزاد جهانی که آمریکا ضامن آن بود، بنا نهاده بود. اما اکنون، در سال ۲۰۲۶، هر دوی این ستون ها در حال لرزیدن هستند.
کلینگ بایل پس از بازگشت از واشنگتن، لیستی از دلایل نگرانی خود را ارائه کرد که نشان می دهد شکاف میان ارزش های اروپایی و سیاست های دولت ترامپ دیگر قابل ترمیم نیست. او با اشاره به اقدامات اخیر کاخ سفید، تاکید کرد که اروپا در حال تجربه یک «دوره تاریخی از آشوب» است. برای درک بهتر این وضعیت، می توان به اخبار روزانه و تحولات سیاسی نگاهی انداخت. برای مثال، دنبال کردن پخش زنده شبکه Tagesschau Live آلمان یا تحلیل های ارائه شده در پخش زنده شبکه NTV آلمان به وضوح نشان می دهد که رسانه های آلمانی نیز بیش از پیش بر این واگرایی تمرکز کرده اند.
بحران ونزوئلا و نقض حقوق بین الملل
یکی از نقاط اوج اختلاف نظر میان برلین و واشنگتن، اقدامات اخیر ایالات متحده در آمریکای لاتین است. کلینگ بایل در سخنان خود به ماجرای نیکلاس مادورو، رئیس جمهور سابق ونزوئلا اشاره کرد. اگرچه او مادورو را یک «دیکتاتور بی رحم» توصیف کرد، اما اقدام نظامی آمریکا برای دستگیری او در کاراکاس را نقض آشکار «اصول حقوق بین الملل» دانست. این موضع گیری نشان می دهد که برای آلمان، پایبندی به قوانین بین المللی همچنان خط قرمز محسوب می شود، حتی اگر هدف، حذف یک دیکتاتور باشد.
معاون صدراعظم آلمان هشدار داد که نباید ونزوئلا را یک مورد مجزا و ایزوله در نظر گرفت. او خاطرنشان کرد که دولت ترامپ تهدیدات مشابهی را علیه سایر کشورهای آمریکای لاتین نیز مطرح کرده است. این رویکرد تهاجمی واشنگتن، که یادآور دوران استعمار و دخالت های مستقیم نظامی است، با روحیه صلح طلبانه و قانون مدار سیاست خارجی آلمان و اتحادیه اروپا در تضاد کامل است. این نگرانی وجود دارد که چنین اقداماتی منجر به هرج و مرج جهانی شده و امنیت بین الملل را به خطر بیندازد.
تهدید گرینلند و «پاکسازی تمدنی» اروپا
شاید عجیب ترین و در عین حال نگران کننده ترین بخش اختلافات، مربوط به جاه طلبی های ارضی ایالات متحده و نگاه ایدئولوژیک دولت ترامپ به اروپا باشد. کلینگ بایل به تهدیدهای ترامپ برای «تصرف گرینلند» اشاره کرد؛ موضوعی که نه تنها دانمارک بلکه کل اتحادیه اروپا را در شوک فرو برده است. گرینلند به عنوان بخشی از قلمرو پادشاهی دانمارک، دارای اهمیت استراتژیک فوق العاده ای در قطب شمال است و هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت آن، تهدیدی مستقیم برای تمامیت ارضی اروپا محسوب می شود.
علاوه بر این، معاون صدراعظم آلمان به عبارات استفاده شده در استراتژی امنیت ملی آمریکا اشاره کرد که در آن ادعا شده اروپا با «پاکسازی تمدنی» (civilisational erasure) مواجه است. این ادبیات که ریشه در تئوری های توطئه راست افراطی دارد، نشان دهنده شکاف عمیق ایدئولوژیک میان رهبران فعلی آمریکا و دولت های لیبرال دموکراسی در اروپا است. این نوع نگاه واشنگتن به اروپا، نه به عنوان یک متحد برابر، بلکه به عنوان یک تمدن در حال زوال، زنگ خطری جدی برای برلین است.
در همین راستا، گزارش های اخیر حاکی از آن است که دانمارک قصد دارد حضور نظامی خود را در گرینلند تقویت کند. برای آگاهی از جزئیات بیشتر تحولات سیاسی و اخبار روز، پیشنهاد می کنیم گزارش امروز در آلمان: آیا افسانه وقت شناسی آلمانی به پایان رسیده است؟ را مطالعه کنید که به مسائل مختلفی از جمله جاسوسی و سیاست می پردازد.
اقتصاد و تجارت: پایان دوران بازارهای آزاد؟
ایالات متحده و آلمان، به عنوان بزرگ ترین اقتصاد اروپا، مدت هاست که با منافع مشترک در تجارت آزاد و بازارهای باز به هم پیوند خورده اند. اما کلینگ بایل به صراحت اعلام کرد: «امروز دیگر چنین نیست.» این جمله به معنای پایان دورانی است که شرکت های آلمانی می توانستند با اطمینان خاطر به بازار آمریکا به عنوان شریک اصلی تجاری خود نگاه کنند. سیاست های حمایت گرایانه دولت ترامپ و اعمال تعرفه های سنگین، ضربه سختی به صادرات آلمان وارد کرده است.
با این حال، وزیر دارایی آلمان تاکید کرد که این به معنای رها کردن تجارت آزاد یا بازارهای باز توسط آلمان نیست. او گفت: «ما نباید تجارت مبتنی بر قانون را رها کنیم. ما باید از این نظم دفاع کنیم، حتی اگر لازم باشد بدون شرکای آمریکایی مان.» این اظهارات نشان دهنده عزم آلمان برای یافتن بازارهای جدید و تقویت روابط تجاری با سایر نقاط جهان، از جمله آسیا و آمریکای جنوبی است.
تغییرات اقتصادی کلان، تاثیرات مستقیمی بر زندگی روزمره مردم در آلمان نیز داشته است. تورم و نوسانات بازار باعث شده دولت طرح های جدیدی را اجرا کند. برای مثال، مقاله «سبد آلمان» چیست؟ واکنش سوپرمارکت های بزرگ به طرح جدید دولت نشان می دهد که چگونه سیاست های داخلی سعی در مدیریت فشارهای اقتصادی دارند.
شکاف در دولت ائتلافی آلمان
سخنان تند لارس کلینگ بایل همچنین پرده از اختلاف نظرهای داخلی در دولت ائتلافی آلمان برمی دارد. کلینگ بایل از حزب سوسیال دموکرات (SPD) است که در ائتلاف با بلوک محافظه کار به رهبری صدراعظم فریدریش مرتس (CDU) حکومت می کند. زبان او بسیار تندتر از هر کلامی است که مرتس در زمان های اخیر استفاده کرده است. مرتس معمولاً سعی دارد روابط دیپلماتیک را حفظ کند و از تنش زدایی سخن بگوید، اما جناح چپ میانه دولت، صبر خود را در برابر اقدامات غیرقابل پیش بینی واشنگتن از دست داده است.
این اختلاف نظر می تواند در تصمیم گیری های کلان سیاست خارجی آلمان تاثیرگذار باشد. آیا آلمان به سمت استقلال کامل استراتژیک از آمریکا حرکت خواهد کرد یا همچنان سعی در راضی نگه داشتن واشنگتن خواهد داشت؟ این سوالی است که آینده سیاسی آلمان را در سال ۲۰۲۶ و پس از آن رقم خواهد زد.
پیامدهای امنیتی برای شهروندان و مهاجران
سرد شدن روابط با آمریکا و افزایش تنش های ژئوپلیتیک، تاثیرات ملموسی بر فضای داخلی آلمان نیز دارد. افزایش نگرانی های امنیتی، خطر جاسوسی و خرابکاری را افزایش داده است. همانطور که در گزارش اتهام جاسوسی و خرابکاری در آلمان آمده است، تهدیدات امنیتی از جانب روسیه و سایر بازیگران متخاصم جدی تر شده است و در غیاب چتر امنیتی محکم آمریکا، آلمان باید خود به تنهایی با این تهدیدات مقابله کند.
برای مهاجران و کسانی که قصد زندگی در آلمان را دارند، درک این شرایط بسیار مهم است. ثبات سیاسی و اقتصادی یکی از دلایل اصلی مهاجرت به آلمان بوده است. با این حال، دولت آلمان در تلاش است تا با تقویت ساختارهای داخلی، امنیت و رفاه را حفظ کند. اگر تازه وارد آلمان شده اید یا قصد مهاجرت دارید، مطالعه مطلب ۵ ابزار ضروری برای زندگی در آلمان در سال ۲۰۲۶ می تواند به شما در سازگاری با شرایط جدید کمک کند.
اروپا در دو راهی تاریخی
کلینگ بایل در پایان سخنان خود هشدار داد که تمام قطعیت هایی که اروپا می توانست به آن ها تکیه کند، تحت فشار هستند. این یک فراخوان بیدارباش برای اتحادیه اروپا است. اروپا دیگر نمی تواند امنیت و رفاه خود را برون سپاری کند. کشورهای عضو اتحادیه باید بودجه های دفاعی خود را افزایش دهند، بازارهای داخلی خود را تقویت کنند و در صحنه جهانی با یک صدای واحد صحبت کنند.
این تغییر رویکرد نیازمند سرمایه گذاری های کلان در نوآوری و تکنولوژی است. راه اندازی طرح هایی مانند «صندوق آلمان» برای تقویت استارتاپ ها نشان می دهد که برلین مصمم است تا اقتصاد خود را در برابر تکانه های خارجی مقاوم سازد. استقلال تکنولوژیک و اقتصادی، پیش شرط استقلال سیاسی در دنیای پرآشوب امروز است.
آینده روابط چه خواهد شد؟
پیش بینی دقیق آینده دشوار است، اما آنچه مسلم است این است که دوران «دوستی اتوماتیک» میان آلمان و آمریکا به پایان رسیده است. روابط آینده مبتنی بر معاملات موردی و منافع لحظه ای خواهد بود تا ارزش های مشترک. برای شهروندان آلمانی و جامعه بین الملل، این به معنای زندگی در دنیایی است که قواعد بازی در آن هر روز تغییر می کند. در این شرایط، پیگیری اخبار دقیق و تحلیل های عمیق از منابع معتبر، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
برای اطلاع از آخرین تحولات، می توانید اخبار روزانه را از طریق پخش زنده شبکه WELT آلمان دنبال کنید و یا با مطالعه مقاله امروز در آلمان: از بادبادک بازی صدراعظم مرتس در هند تا تهدید ترامپ، دید جامع تری نسبت به اوضاع جاری پیدا کنید.
